خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات شاعر نسبت به عشق و رنجهای ناشی از آن است. شاعر از دوستی که به او آسیب میزند و رفتارهای ناخوشایند او شکایت میکند. او همچنین از بیتوجهی و غفلت معشوق و آسیبهایی که به او وارد میشود، ناراحت است. در نهایت، شاعر قصد دارد که این رفتارها را آشکار کند و از آنها انتقام بگیرد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و روانشناختی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند رنج و انتقام نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارند که معمولاً در سنین بالاتر شکل میگیرد.
غزل ۱۶۴ - این دل که دوستی به تو خون خواره میکند
این دل که دوستی به تو خون خواره میکند
خصمی به خود نه ، با من بیچاره میکند ۱
بد خوییت به آخر دیدن گذاشته است
حالا نظر به خوبی رخساره میکند ۲
این صید بی ملاحظه غافل از کمند
گردن دراز کرده چه نظاره میکند ۳
این شیشهٔ ظریف که صد جا شکسته بیش
این اختلاط چیست که با خاره میکند ۴
فردا نمایمش که سوی جیب جان رود
وحشی که جیب عاریتی پاره میکند ۵
خصمی به خود نه ، با من بیچاره میکند ۱
بد خوییت به آخر دیدن گذاشته است
حالا نظر به خوبی رخساره میکند ۲
این صید بی ملاحظه غافل از کمند
گردن دراز کرده چه نظاره میکند ۳
این شیشهٔ ظریف که صد جا شکسته بیش
این اختلاط چیست که با خاره میکند ۴
فردا نمایمش که سوی جیب جان رود
وحشی که جیب عاریتی پاره میکند ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۳ - شکل مستانه و انکار شرابش نگرید
گوهر بعدی:غزل ۱۶۵ - گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.