خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از مستی و انکار شراب سخن میگوید. او از رفتارهای پنهانی و ظاهری فردی که شراب مینوشد و سعی میکند آن را پنهان کند، صحبت میکند. همچنین، شاعر به رفتارهای متناقض و دوگانهای اشاره میکند که فرد در حالت مستی از خود نشان میدهد.
این متن شامل مفاهیم عرفانی و نمادین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد و نیاز به درک عمیقتری از ادبیات و فرهنگ فارسی دارد.
غزل ۱۶۳ - شکل مستانه و انکار شرابش نگرید
شکل مستانه و انکار شرابش نگرید
تا ندانند که مست است ، شتابش نگرید ۱
آنکه گوید نزدم جام و زد آتش به دلم
چهره افروختن و میل کبابش نگرید ۲
صد گل تازه شکفتهست ز گلزار رخش
گل گل افتاده برو از می نابش نگرید ۳
تا نپرسیم از آن مست که کی میزدهای
چین بر ابرو زدن و ناز و عتابش نگرید ۴
آنکه میگفت به وحشی که منم زاهد شهر
گو بیایید به میخانه ، خرابش نگرید ۵
تا ندانند که مست است ، شتابش نگرید ۱
آنکه گوید نزدم جام و زد آتش به دلم
چهره افروختن و میل کبابش نگرید ۲
صد گل تازه شکفتهست ز گلزار رخش
گل گل افتاده برو از می نابش نگرید ۳
تا نپرسیم از آن مست که کی میزدهای
چین بر ابرو زدن و ناز و عتابش نگرید ۴
آنکه میگفت به وحشی که منم زاهد شهر
گو بیایید به میخانه ، خرابش نگرید ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۲ - شهر، بیم است کزین حسن پرآشوب شود
گوهر بعدی:غزل ۱۶۴ - این دل که دوستی به تو خون خواره میکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.