شاعر در این شعر از ناکامی در فروش کالاهای معنوی مانند شادی، تبسم و مرهم دل در محلهای که غم و ناامیدی حاکم است، سخن میگوید. او اشاره میکند که حتی با وجود تقاضای کم، این کالاهای ارزشمند فروخته نمیشوند و غم به عنوان سرمایهای عزیز نگهداری میشود. شاعر همچنین به اهمیت غم در ایجاد ذوق و حالتی معنوی اشاره میکند و از بیان درد دل به نزدیکان خودداری میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند غم و ناکامی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۶۹۲ - چون گل به چمن خنده دمادم نفروشی
یک غنچه تبسم به دو عالم نفروشی ۱
در کوچة ما جنس دوا سخت کسادست
با داغدلان جلوة مرهم نفروشی ۲
سرمایة غم سخت عزیزست نگهدار
هر چند که بسیار خری کم نفروشی ۳
در مشرب غم تشنه لبی مایة ذوقست
این زهر گلوسوز به زمزم نفروشی ۴
فیّاض به جانان نکنی درد دل اظهار
در کوچة راحتطلبان غم نفروشی ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.