خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان دردها و رنجهای زندگی، ناسپاسی انسانها و بیتوجهی به ارزشهای واقعی میپردازد. شاعر از غربت، سختدلی، گریههای تلخ و ناسپاسی انسانها سخن میگوید و اشاره میکند که در جامعه، کودکان به جای احترام، مورد بیتوجهی قرار میگیرند. همچنین، شاعر از بیتوجهی به هنر و زیباییهای معنوی اظهار تاسف میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند انتقاد اجتماعی و نقد رفتارهای انسانی برای مخاطبان جوانتر ممکن است پیچیده یا سنگین باشد.
غزل ۱۵۶ - بتان که اهل تعلق به قید شان بندند
بتان که اهل تعلق به قید شان بندند
غریب سخت دلی چند سست پیوندند ۱
تهیهٔ سبب گریههای چون زهر است
شکر فشانی اینان که در شکر خندند ۲
در این جریده افسوس رنگ معنی نیست
چنین نگاشته مطبوع صورتی چندند ۳
به رود نیل فکندند دیدهٔ پدران
جماعتی که از ایشان بهینه فرزندند ۴
فغان که نغمه سرایان گل نیند آگه
که هست رنگی و بویی بدانچه خرسندند ۵
حقوق خدمت صدساله لعب اطفال است
به کشوری که در آن کودکان خداوندند ۶
ز شور این نمکینان جز این نیاید کار
که بر جراحت وحشی نمک پراکندند ۷
غریب سخت دلی چند سست پیوندند ۱
تهیهٔ سبب گریههای چون زهر است
شکر فشانی اینان که در شکر خندند ۲
در این جریده افسوس رنگ معنی نیست
چنین نگاشته مطبوع صورتی چندند ۳
به رود نیل فکندند دیدهٔ پدران
جماعتی که از ایشان بهینه فرزندند ۴
فغان که نغمه سرایان گل نیند آگه
که هست رنگی و بویی بدانچه خرسندند ۵
حقوق خدمت صدساله لعب اطفال است
به کشوری که در آن کودکان خداوندند ۶
ز شور این نمکینان جز این نیاید کار
که بر جراحت وحشی نمک پراکندند ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۵ - ترسم در این دلهای شب از سینه آهی سرزند
گوهر بعدی:غزل ۱۵۷ - لب بجنبان که سر تنگ شکر بگشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.