خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و وفاداری سخن می‌گوید و از ناامیدی و شکست در عشق شکایت می‌کند. شاعر از روزهایی یاد می‌کند که هنوز شک و تردید در عشق وجود نداشت و از تغییر حال و روزگار و نبود وفاداری در معشوق ابراز تأسف می‌کند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات مطرح شده مانند شکست در عشق و ناامیدی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۵۰ - زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود

زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود
بودش گمان مهر وهنوزش یقین نبود ۱

اقرار مهر کردم وگفتم وفاکنی
کشتی مرا قرار تو با من چنین نبود ۲

انکار مهر سد ره سد تغافل است
اما چه سود چون دل ما پیش بین نبود ۳

من خود گره به کار خود انداختم که تو
زین پیش با منت گرهی بر جبین نبود ۴

افسانه‌ایست بودن شیرین به کوهکن
آن روز چشم فتنه مگر در کمین نبود ۵

وحشی کسی که چشم وفا داشتم ازو
زود ازنظر فکند مرا چشم این نبود ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۹ - دوش از عربده یک مرتبه باز آمده بود
گوهر بعدی:غزل ۱۵۱ - هر دلی کز عشق جان شعله اندوزش نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.