خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلتنگیهای خود میگوید و بیان میکند که چگونه یاد معشوق در هر جمله و مصرع او جاری است. او از ناتوانی در بیان کامل احساساتش سخن میگوید و اشاره میکند که هرچه مینویسد، باز هم نمیتواند تمامی عشق و اشتیاق خود را بیان کند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایین نامفهوم باشد.
شماره ۵۶۳ - گهی که نامه به سوی تو دلربا بنویسم
گهی که نامه به سوی تو دلربا بنویسم
شکایتی به لب آرم ولی دعا بنویسم ۱
شکایتی به دلم در تموّج آمده هیهات
دگر چها به لب آرم، دگر چها بنویسم ۲
بیاد قدّ تو هر مصرعی که در قلم آرم
کنم بهانة عشق و هزار جا بنویسم ۳
گرفتم آنکه نویسم حدیث نرگس جانان
کرشمه چون بنگارم، چسان ادا بنویسم! ۴
ز عشوههای تو هر دم به لوح خاطر فیّاض
هزار معنی بیگانه آشنا بنویسم ۵
شکایتی به لب آرم ولی دعا بنویسم ۱
شکایتی به دلم در تموّج آمده هیهات
دگر چها به لب آرم، دگر چها بنویسم ۲
بیاد قدّ تو هر مصرعی که در قلم آرم
کنم بهانة عشق و هزار جا بنویسم ۳
گرفتم آنکه نویسم حدیث نرگس جانان
کرشمه چون بنگارم، چسان ادا بنویسم! ۴
ز عشوههای تو هر دم به لوح خاطر فیّاض
هزار معنی بیگانه آشنا بنویسم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۲ - ندید کشتِ امل قطرهای ز جوی کسم
گوهر بعدی:شماره ۵۶۴ - خوش آن که دست به دست سبوی میباشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.