خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از دردها و اضطرابهای درونی خود میگوید و از عشق و شوقی که او را به پرواز وامیدارد سخن میراند. او از ضعف و غربت در هجران مینالد و از بیقراریهایش میگوید. در نهایت، با وجود تمام رنجها، به سوی شیراز میرود و از استغنای خود سخن میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد درونی، هجران و غربت نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۵۶ - بلبل عشقم که چون با شوق دمساز آمدم
بلبل عشقم که چون با شوق دمساز آمدم
ریختم بال و پر و آنگه به پرواز آمدم ۱
بحر مالامال دردم و ز دل پر اضطراب
اینک از موج نفس خمیازه پرداز آمدم ۲
آتش شوقم سپند بیقراری کرده بود
ز آن به بزم دوستان بیبرگ و بیساز آمدم ۳
آب رویم خاک اگر بر سر کند از غم رواست
کز در بیطاقتی خود رفته خود باز آمدم ۴
ضعف هجرانم زمینگیر غریبی کرده بود
با پر و بال نفس آخر به پرواز آمدم ۵
روی گردون میخورد سیلی ز استغنای من
بینیاز عالمم تا بر سر ناز آمدم ۶
کس ز تبریزم برون فیّاض ناوردی به زور
من ازین کشور برون بر عزم شیراز آمدم ۷
ریختم بال و پر و آنگه به پرواز آمدم ۱
بحر مالامال دردم و ز دل پر اضطراب
اینک از موج نفس خمیازه پرداز آمدم ۲
آتش شوقم سپند بیقراری کرده بود
ز آن به بزم دوستان بیبرگ و بیساز آمدم ۳
آب رویم خاک اگر بر سر کند از غم رواست
کز در بیطاقتی خود رفته خود باز آمدم ۴
ضعف هجرانم زمینگیر غریبی کرده بود
با پر و بال نفس آخر به پرواز آمدم ۵
روی گردون میخورد سیلی ز استغنای من
بینیاز عالمم تا بر سر ناز آمدم ۶
کس ز تبریزم برون فیّاض ناوردی به زور
من ازین کشور برون بر عزم شیراز آمدم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۵ - شب ز شیون بلبل گوینده را آتش زدم
گوهر بعدی:شماره ۵۵۷ - خاک پای تو که در چشم تر انباشته بودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.