خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات شاعر در مورد هویت، عشق و رنجهای عاطفی است. شاعر خود را از مسلمانان جدا میداند و به یهودیت، کفر و گبری اشاره میکند. او از عشق نافرجام و دردهای ناشی از آن سخن میگوید و به یادآوری خاطرات گذشته میپردازد. همچنین، شاعر از ناامیدی و احساس بیپناهی خود صحبت میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و دینی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به کفر و یهودیت ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.
شماره ۵۲۸ - چند بر سنگم زنی من شیشهٔ جان نیستم
چند بر سنگم زنی من شیشهٔ جان نیستم
چند پامالم کنی خون شهیدان نیستم ۱
ای مسلمانان مسلمانی اگر اینست و بس
من یهودم، کافرم، گبرم مسلمان نیستم ۲
دست بیطالع کجا و گوشهٔ دامان دوست
خاک هم گردیدم و در خورد دامان نیستم ۳
شکر این طالع نمیدانم چه سان گویم که من
پای تا سر دردم و ممنون درمان نیستم ۴
میرسانم ناله را گاهی به گوش بلبلان
آنقدر فیّاض هم دور از گلستان نیستم ۵
چند پامالم کنی خون شهیدان نیستم ۱
ای مسلمانان مسلمانی اگر اینست و بس
من یهودم، کافرم، گبرم مسلمان نیستم ۲
دست بیطالع کجا و گوشهٔ دامان دوست
خاک هم گردیدم و در خورد دامان نیستم ۳
شکر این طالع نمیدانم چه سان گویم که من
پای تا سر دردم و ممنون درمان نیستم ۴
میرسانم ناله را گاهی به گوش بلبلان
آنقدر فیّاض هم دور از گلستان نیستم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۷ - چون بر ابرویش نظر اندختم
گوهر بعدی:شماره ۵۲۹ - چنان در کوی او افتادگی را کار میبستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.