خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی به معشوق سخن میگوید. او با دیدن ابروی معشوق، تمام توجهاش را به او معطوف کرده و از دیگران روی گردانده است. شاعر از رنجها و فداکاریهایش در راه عشق میگوید و اینکه چگونه خود را به خطر انداخته و تغییر داده است تا به معشوق نزدیک شود. در نهایت، او از تأثیر منفی این عشق بر روحیهاش میگوید.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات موجود در شعر نیاز به درک عمیقتری از ادبیات و عرفان فارسی دارد.
شماره ۵۲۷ - چون بر ابرویش نظر اندختم
چون بر ابرویش نظر اندختم
تیغ او دیدم سپر انداختم ۱
هر نظر کز دوست بر غیری فتاد
آن نظر را از نظر انداختم ۲
تا به کام دل توان پرواز کرد
صد گره بر بال و پر انداختم ۳
بهر آن بیخانة در عمرها
خویشتن را دربدر انداختم ۴
مجلس فیّاض دل را تیره داشت
خویش را جای دگر انداختم ۵
تیغ او دیدم سپر انداختم ۱
هر نظر کز دوست بر غیری فتاد
آن نظر را از نظر انداختم ۲
تا به کام دل توان پرواز کرد
صد گره بر بال و پر انداختم ۳
بهر آن بیخانة در عمرها
خویشتن را دربدر انداختم ۴
مجلس فیّاض دل را تیره داشت
خویش را جای دگر انداختم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۶ - گریه خونگرمست ز آن با دیده محرم ساختم
گوهر بعدی:شماره ۵۲۸ - چند بر سنگم زنی من شیشهٔ جان نیستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.