خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و دیوانگی سخن می‌گوید و از تجربیات خود در رابطه با عشق و جدایی از معشوق می‌گوید. او به این نتیجه می‌رسد که نصیحت‌های اهل عشق افسانه بوده و عشق با دیوانگی همراه است. همچنین، شاعر از رنج‌های عشق و سوختن در آتش آن سخن می‌گوید.

متن شامل مفاهیم عمیق عشق و دیوانگی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۳۷ - دوشم از آغاز شب، جا بر در جانانه بود

دوشم از آغاز شب، جا بر در جانانه بود
تا به روزم چشم بر بام و در آن خانه بود ۱

دی که می آمد ز جولانگاه شوخی مست ناز
نرگسش بر گوشهٔ دستار خوش ترکانه بود ۲

بهر آن نا آشنا می‌رم که فرد از همرهان
آنچنان می‌شد که گویا از همه بیگانه بود ۳

آن نصیحتها که می‌کردیم اهل عشق را
این زمان معلوم ما شد کان همه افسانه بود ۴

قرب تا حاصل نشد دودم ز خرمن برنخاست
اتحاد شمع برق خرمن پروانه بود ۵

سوختن با آتش است و عشق با دیوانگی
عشق بر هر دل که زد آتش چو من دیوانه بود ۶

وحشی از خون خوردن شب دوش نتوانست خاست
کاین می مرد افکن امشب تا لب پیمانه بود ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۶ - به راز عشق زبان در میان نمی‌باشد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۸ - امروز ناز را به نیازم نظر نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.