خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که به زیباییهای معشوق، رنجهای عشق، و تأثیرات آن بر دل عاشق میپردازد. اشعار از مفاهیمی مانند اشک، شب، صبح، بیداد عشق، و رنجهای روحی سخن میگویند و در نهایت به پذیرش تقدیر و پایان دوران شادی اشاره میکنند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و پذیرش تقدیر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۲۳ - شبی که عکس سر زلف یار در نظر آید
شبی که عکس سر زلف یار در نظر آید
غبار صبح به چشمم چو گرد سرمه درآید ۱
ز کبریای جمال تو چشم اشکفشان را
بر آفتاب گشاییم و ذرّه در نظر آید ۲
به زخم تیر نگاه تو تا به حشر اسیران
نهند مرهم کافور و زهر سوده برآید ۳
خوشا سرایت بیداد عشق کز اثر آن
شکاف چاک گریبان به دامن جگر آید ۴
به زیر منّت تکلیف سرمه چند نشینم
خوش آنکه سر زده گرد رهش به دیده درآید ۵
ز فیض نشو و نما در بهارِ گریة مستان
سزد که سبزة مینای باده تا کمر آید ۶
مکن به چرخ پی نیک و بد مجادله فیّاض
زمان عیش سرآمد زمان غصّه سرآید ۷
غبار صبح به چشمم چو گرد سرمه درآید ۱
ز کبریای جمال تو چشم اشکفشان را
بر آفتاب گشاییم و ذرّه در نظر آید ۲
به زخم تیر نگاه تو تا به حشر اسیران
نهند مرهم کافور و زهر سوده برآید ۳
خوشا سرایت بیداد عشق کز اثر آن
شکاف چاک گریبان به دامن جگر آید ۴
به زیر منّت تکلیف سرمه چند نشینم
خوش آنکه سر زده گرد رهش به دیده درآید ۵
ز فیض نشو و نما در بهارِ گریة مستان
سزد که سبزة مینای باده تا کمر آید ۶
مکن به چرخ پی نیک و بد مجادله فیّاض
زمان عیش سرآمد زمان غصّه سرآید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۲ - بر شعله آن چنان که کسی تار مو نهد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۴ - نمیخواهم که بوی پیرهن از نزد یار آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.