خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر با استفاده از تصاویر شعری مانند شعله، زلف، خال، و شراب، به بیان عشق و دلبستگی میپردازد. شاعر از ترس از دست دادن معشوق و نگرانی از رفتارهای او سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مینوشی و گفتوگو دارد که بر عمق احساسات و دلبستگیهای عاشقانه تأکید میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد. همچنین، اشاره به شراب و مینوشی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۴۲۲ - بر شعله آن چنان که کسی تار مو نهد
بر شعله آن چنان که کسی تار مو نهد
پیچد چو زلف دست به رخسار او نهد ۱
ترسم درازدستی آن زلف خیره را
آخر مباد سلسله در پای او نهد! ۲
آخر به کام خال شدی، صد هزار حیف
با هندویی برای چه کس رو به رو نهد! ۳
تبخاله میزند لب ساغر هزار جای
لب بر لب شراب گر آن تندخو نهد ۴
کس تا ابد دگر سخن تازه نشنود
فیّاض مهر اگر به لب گفتگو نهد ۵
پیچد چو زلف دست به رخسار او نهد ۱
ترسم درازدستی آن زلف خیره را
آخر مباد سلسله در پای او نهد! ۲
آخر به کام خال شدی، صد هزار حیف
با هندویی برای چه کس رو به رو نهد! ۳
تبخاله میزند لب ساغر هزار جای
لب بر لب شراب گر آن تندخو نهد ۴
کس تا ابد دگر سخن تازه نشنود
فیّاض مهر اگر به لب گفتگو نهد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۱ - مویش وظیفة شب دیجور میدهد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۳ - شبی که عکس سر زلف یار در نظر آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.