خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از زبان عاشقی بیان میشود که خود را در برابر معشوق ضعیف و بیپناه میداند. او از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و اشاره میکند که حتی یک اشاره از ابروی معشوق برایش کافی است. همچنین، شاعر از رنجهای عشق و اسارت در دام هوسهای معشوق میگوید و بیان میکند که دلش دیگر تاب تیرهای ناز معشوق را ندارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و استفاده از استعارههای ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند «کفر» و «دین» ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای درک عمیقتر داشته باشند.
شماره ۴۱۸ - هلاک همچو منی خشم و کین نمیخواهد
هلاک همچو منی خشم و کین نمیخواهد
چنین شکار ضعیفی کمین نمیخواهد ۱
ز یک اشارة ابرو به مدّعای توام
هلاکم این همه چین حبین نمیخواهد ۲
تراست حسن به کام و مراست عشق تمام
که گفته است که آن تو این نمیخواهد! ۳
اسیر دام هوس باد آن گرانجانی
که تیر ناز ترا دلنشین نمیخواهد ۴
هوای زلف و رخ تست بر سر فیّاض
که رام کفر نگردید و دین نمیخواهد ۵
چنین شکار ضعیفی کمین نمیخواهد ۱
ز یک اشارة ابرو به مدّعای توام
هلاکم این همه چین حبین نمیخواهد ۲
تراست حسن به کام و مراست عشق تمام
که گفته است که آن تو این نمیخواهد! ۳
اسیر دام هوس باد آن گرانجانی
که تیر ناز ترا دلنشین نمیخواهد ۴
هوای زلف و رخ تست بر سر فیّاض
که رام کفر نگردید و دین نمیخواهد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۷ - من اگر می نخورم پیش رود!
گوهر بعدی:شماره ۴۱۹ - نه همین دل در برم چون مرغ بسمل میجهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.