خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و محبت سخن میگوید و با استفاده از تصاویر زیبایی مانند زلف، خورشید، سایه، گلزار و تیغ، احساسات خود را بیان میکند. او از راه عشق و دشواریهای آن میگوید و به رحمت و امید اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۴۰۵ - غیر زلف او که دوشادوش آن رو میرود
غیر زلف او که دوشادوش آن رو میرود
سایه با خورشید کی پهلو به پهلو میرود! ۱
چون توانم رفت در کویی که هر روز آفتاب!
جچون رود رو در قفا در کوچة او میرود ۲
راه عشق است این که در وی پای کس گستاخ نیست
آفتاب اینجا به سر، گردون به پهلو میرود ۳
گر بود سرسبز گلزار محبّت دور نیست
زخم را از تیغش امروز آب در جو میرود ۴
جای رحم است ای وفاداران که با چندین امید
میرود فیّاض و خوش نومید از آن کو میرود ۵
سایه با خورشید کی پهلو به پهلو میرود! ۱
چون توانم رفت در کویی که هر روز آفتاب!
جچون رود رو در قفا در کوچة او میرود ۲
راه عشق است این که در وی پای کس گستاخ نیست
آفتاب اینجا به سر، گردون به پهلو میرود ۳
گر بود سرسبز گلزار محبّت دور نیست
زخم را از تیغش امروز آب در جو میرود ۴
جای رحم است ای وفاداران که با چندین امید
میرود فیّاض و خوش نومید از آن کو میرود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۴ - بلبل ز شیوة تو به فریاد میرود
گوهر بعدی:شماره ۴۰۶ - هر کجا حرف لب آن یار جانی میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.