خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، از عشق نافرجام و دلشکستگی سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند بلبل، گل، شیرین و فرهاد، و صحنههایی مانند دشت و بزم بتان، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از اضطراب، تنهایی و رنج عشق میگوید و در نهایت به این نکته اشاره میکند که دیگران شاد هستند، در حالی که او با دلشکسته میرود.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند «بزم بتان» و «صید و صیاد» نیاز به درک ادبی بیشتری دارد.
شماره ۴۰۴ - بلبل ز شیوة تو به فریاد میرود
بلبل ز شیوة تو به فریاد میرود
بوی گل از نسیم تو بر باد میرود ۱
آواز تیشه مضطرب آید به گوش دل
شیرین مگر به دیدن فرهاد میرود! ۲
زین دشت پابرهنه گذشتم چو گردباد
صید این چنین به کوچة صیّاد میرود ۳
من شیشه دل به بزم بتان جای چون کنم!
آنجا سخن ز آهن و فولاد میرود ۴
فیّاض غیر من که دل آزرده میروم
هر کس که میرود ز درش شاد میرود ۵
بوی گل از نسیم تو بر باد میرود ۱
آواز تیشه مضطرب آید به گوش دل
شیرین مگر به دیدن فرهاد میرود! ۲
زین دشت پابرهنه گذشتم چو گردباد
صید این چنین به کوچة صیّاد میرود ۳
من شیشه دل به بزم بتان جای چون کنم!
آنجا سخن ز آهن و فولاد میرود ۴
فیّاض غیر من که دل آزرده میروم
هر کس که میرود ز درش شاد میرود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۳ - دلا گم کردهای خود را درآ در جستجوی خود
گوهر بعدی:شماره ۴۰۵ - غیر زلف او که دوشادوش آن رو میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.