خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند عشق، رنج، شادی، آزادی و گذر عمر میپردازد. در آن از تضادها و ناکامیهای زندگی، مانند نرسیدن به آرزوها و پراکنده شدن عشاق، صحبت شده است. همچنین، اشارهای به گذشت زمان و ناپایداری زندگی دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و ناکامی نیاز به درک بالاتری از زندگی دارند.
شماره ۴۰۰ - آنکه کارش به اسیران همه بیدادی بود
آنکه کارش به اسیران همه بیدادی بود
دل اغیار ازو جلوهگه شادی بود ۱
خط برآوردی و عشاق پراکنده شدند
این خط سبز تو گویی خط آزادی بود ۲
منصب دلبریش پیش نرفت از خسرو
زور شیرین همه بر بازوی فرهادی بود ۳
سفر راه محبّت چه فراغت بودست
هر قدر رنج که دل خواست درین وادی بود ۴
ما ندیدیم دل شاد درین عالم تنگ
خبری هست که وقتی به جهان شادی بود ۵
یک متاع است همه رفته و نارفتة عمر
چون رسیدیم به منزلگه فردا دی بود ۶
عاقبت صید سبکروحی ما شد فیّاض
آنکه با ما همه جا در پی صیّادی بود ۷
دل اغیار ازو جلوهگه شادی بود ۱
خط برآوردی و عشاق پراکنده شدند
این خط سبز تو گویی خط آزادی بود ۲
منصب دلبریش پیش نرفت از خسرو
زور شیرین همه بر بازوی فرهادی بود ۳
سفر راه محبّت چه فراغت بودست
هر قدر رنج که دل خواست درین وادی بود ۴
ما ندیدیم دل شاد درین عالم تنگ
خبری هست که وقتی به جهان شادی بود ۵
یک متاع است همه رفته و نارفتة عمر
چون رسیدیم به منزلگه فردا دی بود ۶
عاقبت صید سبکروحی ما شد فیّاض
آنکه با ما همه جا در پی صیّادی بود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۹ - خوش آنکه بلبل ما نغمهسنج باغ تو بود
گوهر بعدی:شماره ۴۰۱ - شبم در کلبة دل ماهتاب از یاد ماهی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.