خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از داغ عشق، غم و اندوه، و بیقراری خود میگوید و تنها تسلی خود را در یاد معشوق مییابد. عناصر طبیعت مانند بلبل، نسیم گل و آفتاب نیز به عنوان نمادهایی از عشق و اشتیاق به کار رفتهاند.
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۹۹ - خوش آنکه بلبل ما نغمهسنج باغ تو بود
خوش آنکه بلبل ما نغمهسنج باغ تو بود
کسی که بر سر ما جای داشت داغ تو بود ۱
نشان کوچة تاریک طرّة تو نیافت
نسیم گل که شب و روز در سراغ تو بود ۲
ندید کس دم آبی که گرد غصّه نداشت
به غیر بادة عشرت که در ایاغ تو بود ۳
کسی به بزم جمال تو روی گرم ندید
جز افتاب که پروانة چراغ تو بود ۴
ز بیدماغی فیّاض غم نبود امشب
که بیدماغی او باعث دماغ تو بود ۵
کسی که بر سر ما جای داشت داغ تو بود ۱
نشان کوچة تاریک طرّة تو نیافت
نسیم گل که شب و روز در سراغ تو بود ۲
ندید کس دم آبی که گرد غصّه نداشت
به غیر بادة عشرت که در ایاغ تو بود ۳
کسی به بزم جمال تو روی گرم ندید
جز افتاب که پروانة چراغ تو بود ۴
ز بیدماغی فیّاض غم نبود امشب
که بیدماغی او باعث دماغ تو بود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۸ - ز هر لبی که برآمد سخن کلام تو بود
گوهر بعدی:شماره ۴۰۰ - آنکه کارش به اسیران همه بیدادی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.