خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بهار و عشق را با تصاویری مانند تارهای جامه، زندان، چاک جگر، و گلستان توصیف میکند. شاعر از دشمنی و کینههای آسمان و فلک سخن میگوید و در نهایت به زیبایی و غمزههای معشوق اشاره میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۳۳۰ - آمد بهار و خانه به زندان شریک شد
آمد بهار و خانه به زندان شریک شد
چاک جگر به چاک گریبان شریک شد ۱
هر تار جامه با تن نازکدلان عشق
در دشمنی به خار مغیلان شریک شد ۲
خوش وقت عندلیب، که تا بوی گل رسید
بفروخت آشیان، به گلستان شریک شد ۳
تنها حریف کینة ما آسمان نبود
در قتل ما به غمزة خوبان شریک شد ۴
فیّاض بگذر از سر هم چشمی فلک
با کس درین معامله نتوان شریک شد ۵
چاک جگر به چاک گریبان شریک شد ۱
هر تار جامه با تن نازکدلان عشق
در دشمنی به خار مغیلان شریک شد ۲
خوش وقت عندلیب، که تا بوی گل رسید
بفروخت آشیان، به گلستان شریک شد ۳
تنها حریف کینة ما آسمان نبود
در قتل ما به غمزة خوبان شریک شد ۴
فیّاض بگذر از سر هم چشمی فلک
با کس درین معامله نتوان شریک شد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۹ - کسی به دعوی مهرش چو صبح صادق شد
گوهر بعدی:شماره ۳۳۱ - دردا که غمزة دوست دشمن شکار هم شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.