خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از تأثیرات عمیق این عشق بر دل و جان خود مینویسد. او از صبر و جلوهگری معشوق و هماهنگی دل و زبان در بیان این عشق یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و زبان شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۲۹ - کسی به دعوی مهرش چو صبح صادق شد
کسی به دعوی مهرش چو صبح صادق شد
که چون جرس دل او با زبان موافق شد ۱
چنین که چشم به روی تو دوخت پنداری
که عکس آینه پیش رخ تو عاشق شد ۲
لباس جلوه رسایی نمود، تا آخر
به سروِ قامتِ رعنای او موافق شد ۳
کسی که صبر به خواری نمود همچو هلال
به یک دو هفته بر اقران خویش فایق شد ۴
هزار شکر که فیّاض بی زبان آخر
چو ابروی تو زبانآور دقایق شد ۵
که چون جرس دل او با زبان موافق شد ۱
چنین که چشم به روی تو دوخت پنداری
که عکس آینه پیش رخ تو عاشق شد ۲
لباس جلوه رسایی نمود، تا آخر
به سروِ قامتِ رعنای او موافق شد ۳
کسی که صبر به خواری نمود همچو هلال
به یک دو هفته بر اقران خویش فایق شد ۴
هزار شکر که فیّاض بی زبان آخر
چو ابروی تو زبانآور دقایق شد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۸ - اقبال رو نمود و به ما یار یار شد
گوهر بعدی:شماره ۳۳۰ - آمد بهار و خانه به زندان شریک شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.