خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از احساس تنهایی، دلگیری، و غم عمیق سخن میگوید. شاعر از رنجهای عاطفی، ناامیدی، و تجربیات دردناک زندگی خود میگوید و در نهایت به امیدواری برای بهبودی و تعمیر دل شکسته اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنج نیاز به درک بالاتری از زندگی دارند.
شماره ۳۲۷ - بس که دلگیرم غم از آمیزشم دلگیر شد
بس که دلگیرم غم از آمیزشم دلگیر شد
بس که بیکس، بیکسی از اختلاطم سیر شد ۱
در ازل از خنجر مژگان خوبان باز ماند
قطرة آبی که در کار دم شمشیر شد ۲
در بلندی میتوانستم گذشت از آفتاب
خاطر افتادگیها سخت دامنگیر شد ۳
پیشتر از بال خود را میرسانیدم به دام
در طلبم بیضه افتادم که کارم دیر شد ۴
شب که حسرت رخصت درد دلی زان غمزه یافت
یک نگه کردم که یک عالم سخن تقریر شد ۵
سیل غم از هر طرف فیّاض رو در دل نهاد
شکر کاین ویرانه آخر قابل تعمیر شد ۶
بس که بیکس، بیکسی از اختلاطم سیر شد ۱
در ازل از خنجر مژگان خوبان باز ماند
قطرة آبی که در کار دم شمشیر شد ۲
در بلندی میتوانستم گذشت از آفتاب
خاطر افتادگیها سخت دامنگیر شد ۳
پیشتر از بال خود را میرسانیدم به دام
در طلبم بیضه افتادم که کارم دیر شد ۴
شب که حسرت رخصت درد دلی زان غمزه یافت
یک نگه کردم که یک عالم سخن تقریر شد ۵
سیل غم از هر طرف فیّاض رو در دل نهاد
شکر کاین ویرانه آخر قابل تعمیر شد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۶ - آیینه سنگ بود ترا دید و آب شد
گوهر بعدی:شماره ۳۲۸ - اقبال رو نمود و به ما یار یار شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.