خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند آینه، آفتاب و نرگس، به توصیف تأثیر زیبایی معشوق بر جهان میپردازد. همچنین، اشارهای به تأثیر این عشق بر دیوان شعر خود دارد.
محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای درک کامل، نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری داشته باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۲۶ - آیینه سنگ بود ترا دید و آب شد
آیینه سنگ بود ترا دید و آب شد
آنگاه از فروغ رخت آفتاب شد ۱
روز ازل ز شعلة حسن تو یک شرار
بر آسمان شد و لقبش آفتاب شد ۲
نرگس شنید تا ابدش دیده باز ماند
چشمت که از فسانة من نیمخواب شد ۳
ای دل به حفظ ظاهر ازین بیشتر بکوش
حسنی که نیست هم همه صرف نقاب شد ۴
فیّاض یک نظر که فکندی به دفترم
دیوان شعر من همگی انتخاب شد ۵
آنگاه از فروغ رخت آفتاب شد ۱
روز ازل ز شعلة حسن تو یک شرار
بر آسمان شد و لقبش آفتاب شد ۲
نرگس شنید تا ابدش دیده باز ماند
چشمت که از فسانة من نیمخواب شد ۳
ای دل به حفظ ظاهر ازین بیشتر بکوش
حسنی که نیست هم همه صرف نقاب شد ۴
فیّاض یک نظر که فکندی به دفترم
دیوان شعر من همگی انتخاب شد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۵ - آن شوخ ز حالم خبری داشته باشد
گوهر بعدی:شماره ۳۲۷ - بس که دلگیرم غم از آمیزشم دلگیر شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.