خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از بی‌وفایی و بی‌توجهی معشوق شکایت می‌کند و بیان می‌کند که دیگر از لطف و رحمت گذشته خبری نیست. او از این که معشوق دیگر به او توجهی ندارد و حتی به غم و درد عاشق نیز بی‌تفاوت است، اظهار ناراحتی می‌کند.

این شعر حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و شکایت از بی‌وفایی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم عرفانی و عاشقانه دارد که معمولاً با افزایش سن و تجربه حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۱۲۲ - جانان نظری کو ز وفا داشت ندارد

جانان نظری کو ز وفا داشت ندارد
لطفی که از این پیش به ما داشت ندارد ۱

رحمی که به این غمزده‌اش بود نماندست
لطفی که به این بی سر و پا داشت ندارد ۲

آن پادشه حسن ندانم چه خطا دید
کان لطف که نسبت به گدا داشت ندارد ۳

گر یار خبردار شود از غم عاشق
جوری که به این قوم روا داشت ندارد ۴

وحشی اگر از دیده رود خون عجبی نیست
کان گوشهٔ چشمی که به ما داشت ندارد ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۱ - چشم او قصد عقل و دین دارد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۳ - کار خوبی نه بگفت دگران باید کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.