خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد فراق و اشتیاق به معشوق است. شاعر از بیوفایی یار و بیتوجهی او به زاریهایش شکایت میکند و از خوابی که آرامش نمیدهد و خاطراتی که آزارش میدهد سخن میگوید.
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۳۰۱ - یار در دلداری ما هیچ خودداری نکرد
یار در دلداری ما هیچ خودداری نکرد
یا چنین تمکین بما تقصیر در یاری نکرد ۱
دیدمش در خواب و گردیدم به گردش تا سحر
کرد خواب آخر به من کاری که بیداری نکرد ۲
عالمی را بی تو از شیون به تنگ آوردهام
زاری من کس ندید امشب که بیزاری نکرد ۳
خدمت عشقم برهمن کرد و یک بارم به سهو
تار زلفی بر میان انداز زناری نکرد ۴
یا چنین تمکین بما تقصیر در یاری نکرد ۱
دیدمش در خواب و گردیدم به گردش تا سحر
کرد خواب آخر به من کاری که بیداری نکرد ۲
عالمی را بی تو از شیون به تنگ آوردهام
زاری من کس ندید امشب که بیزاری نکرد ۳
خدمت عشقم برهمن کرد و یک بارم به سهو
تار زلفی بر میان انداز زناری نکرد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۰ - گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد
گوهر بعدی:شماره ۳۰۲ - عجب ار درین بهاران گل و لاله بار گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.