خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناامیدی و تلخیهای عشق میگوید. او بارها به معشوق تذکر داده اما او توجهی نکرده است. شاعر احساس میکند که عشقش نادیده گرفته شده و حتی مهربانیهای معشوق نیز برایش دردناک بوده است. او خود را مانند شمعی میداند که بیفایده سوخته و نتوانسته روشنبخش مجلسی باشد.
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و ناامیدی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۰۰ - گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد
گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد
طفل بازیگوش من گوشی گوشی به حرف من نکرد ۱
ذوق پیراهن دریدن را به کام دل ندید
هر که را چاک گریبان رخنه در دامن نکرد ۲
عاشقان را تیرهبختی سایة بال هماست
زان سبب خاکسترم جز جای در گلخن نکرد ۳
سالها بیهوده چون شمع قرار بیکسان
سوختیم و پرتو ما مجلسی روشن نکرد ۴
مهربانیهای او فیّاض در خونم نشاند
آنچه با من کرد او از دوستی دشمن نکرد ۵
طفل بازیگوش من گوشی گوشی به حرف من نکرد ۱
ذوق پیراهن دریدن را به کام دل ندید
هر که را چاک گریبان رخنه در دامن نکرد ۲
عاشقان را تیرهبختی سایة بال هماست
زان سبب خاکسترم جز جای در گلخن نکرد ۳
سالها بیهوده چون شمع قرار بیکسان
سوختیم و پرتو ما مجلسی روشن نکرد ۴
مهربانیهای او فیّاض در خونم نشاند
آنچه با من کرد او از دوستی دشمن نکرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۹ - گفتگوی چشم جادویی مرا دیوانه کرد
گوهر بعدی:شماره ۳۰۱ - یار در دلداری ما هیچ خودداری نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.