خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و فلسفی است که به زیباییهای عشق، رهایی از نیازهای دنیوی و دردهای عاشقانه میپردازد. همچنین از جفاهای روزگار و بیچارگیهای انسان سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین برخی از مفاهیم مانند جفای فلک و بیچارگیها نیاز به درک عمیقتری از زندگی دارند.
شماره ۲۹۷ - به آن قد سرفرازی میتوان کرد
به آن قد سرفرازی میتوان کرد
به آن رخ عشقبازی میتوان کرد ۱
به آن نازی که بر خود چید حسنت
به عالم بینیازی میتوان کرد ۲
به رویت هر که زلفت دید دانست
که با خورشید بازی میتوان کرد ۳
چو دل بردی ز دست بیقراران
گهی هم دلنوازی میتوان کرد ۴
تظلّم میکند بیچارگیها
که گاهی چاره سازی میتوان کرد ۵
جفا بس ای فلک کز یک شرر آه
هزار انجم گدازی میتوان کرد ۶
چه لازم کوتهی ای بختِ فیّاض
چو زلف غم درازی میتوان کرد ۷
به آن رخ عشقبازی میتوان کرد ۱
به آن نازی که بر خود چید حسنت
به عالم بینیازی میتوان کرد ۲
به رویت هر که زلفت دید دانست
که با خورشید بازی میتوان کرد ۳
چو دل بردی ز دست بیقراران
گهی هم دلنوازی میتوان کرد ۴
تظلّم میکند بیچارگیها
که گاهی چاره سازی میتوان کرد ۵
جفا بس ای فلک کز یک شرر آه
هزار انجم گدازی میتوان کرد ۶
چه لازم کوتهی ای بختِ فیّاض
چو زلف غم درازی میتوان کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۶ - با یاد تو کونین فراموش توان کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۸ - به آن رخ جلوة خور میتوان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.