خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او اضطراب خود را فدای بزم معشوق میکند و از شدت عشق، پروانهوار به شعلهی عشق میسوزد. شاعر از جدایی شکایت دارد و معتقد است حتی ستاره نیز تاب دیدن زیبایی معشوق را ندارد. او از تهمتها نمیهراسد و سر تسلیم در برابر معشوق فرود میآورد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه در این شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژگان و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی برای درک کامل دارند.
شماره ۲۷۱ - بگو به شعله که پروانه بی تو تاب ندارد
بگو به شعله که پروانه بی تو تاب ندارد
فدای بزم تو خواهد شد، اضطراب ندارد ۱
سرشکم از مژه برگردد از مشاهدة تو
ستاره تاب تماشای آفتاب ندارد ۲
به من چه میشمرد عقدهای شام جدایی!
چو دل ز زلف تو سر رشتة حساب ندارد ۳
هزار پردة عصمت ز تهمتش نرهاند
رخی که پرده ز گلگونة حجاب ندارد ۴
سر از رضای تو فیّاض تیغ یار نپیچد
رسی به کام دل خویشتن شتاب ندارد! ۵
فدای بزم تو خواهد شد، اضطراب ندارد ۱
سرشکم از مژه برگردد از مشاهدة تو
ستاره تاب تماشای آفتاب ندارد ۲
به من چه میشمرد عقدهای شام جدایی!
چو دل ز زلف تو سر رشتة حساب ندارد ۳
هزار پردة عصمت ز تهمتش نرهاند
رخی که پرده ز گلگونة حجاب ندارد ۴
سر از رضای تو فیّاض تیغ یار نپیچد
رسی به کام دل خویشتن شتاب ندارد! ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۰ - عاشق آنست که در بر گل رویی دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۷۲ - چمن بیتو فیض هوایی ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.