خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و سودا سخن میگوید، با تصاویری از زلف یار، اسارت در بلا، و افسانههای عشق. شاعر از فرهاد و خسرو یاد میکند و به اشک و نیاز عاشقانه اشاره دارد. گردون نیز به عنوان تماشاگری در این میان حضور دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و اشارات ادبی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۲۶۵ - به ما عمریست زلف یار سودا در میان دارد
به ما عمریست زلف یار سودا در میان دارد
خم و پیچی که دارد جمله با ما در میان دارد ۱
به دست ما اسیران بلا سررشتة کاری
نخواهد بود تا زلف بتان پا در میان دارد ۲
نه از فرهاد بر جا ماند نقشی نه ز خسرو هم
فسون عشق عمری شد که ما را در میان دارد ۳
نیاز ما به عجز از زور ناز او نمیماند
دو پرگاریم، گردون خوش تماشا در میان دارد ۴
هزار افسانه آخر گشت و طفل اشک ما فیّاض
هنوز افسانة بیخوابی ما در میان دارد ۵
خم و پیچی که دارد جمله با ما در میان دارد ۱
به دست ما اسیران بلا سررشتة کاری
نخواهد بود تا زلف بتان پا در میان دارد ۲
نه از فرهاد بر جا ماند نقشی نه ز خسرو هم
فسون عشق عمری شد که ما را در میان دارد ۳
نیاز ما به عجز از زور ناز او نمیماند
دو پرگاریم، گردون خوش تماشا در میان دارد ۴
هزار افسانه آخر گشت و طفل اشک ما فیّاض
هنوز افسانة بیخوابی ما در میان دارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۴ - لب شیرین تبسّم خندة سحرآفرین دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۶ - به گوشه چشم سیاهت نگه به من دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.