خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر درد فراق و عشق بیپایان شاعر به معشوق است. شاعر از بیصبری خود در فراق و افزایش عشقش به معشوق میگوید، همچنین از سنگدلی معشوق و آتش عشق خود سخن میراند. در ادامه، به مفاهیمی مانند قیامت، رندی و زهد، و تقابل حق و باطل اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۲۰ - میفزاید عشق من هر دم چو حسن کاملت
میفزاید عشق من هر دم چو حسن کاملت
کم شود صبر از دلم هر روز چون رحم از دلت ۱
کُشتة ناز ترا آرام نبود بعد مرگ
در قیامت مضطرب از خاک خیزد بسملت ۲
گر دلت سنگست من هم آتشم، پردور نیست
از فسون عشق اگر جا کرده باشم در دلت ۳
گر تغافل گوشة دامن کشد ناز ترا
قصد قتل عاشقان دارد نگاه غافلت ۴
در میان رندی و زهد تو نتوان فرق کرد
خوش دگر فیّاض درهم رفته حق و باطلت ۵
کم شود صبر از دلم هر روز چون رحم از دلت ۱
کُشتة ناز ترا آرام نبود بعد مرگ
در قیامت مضطرب از خاک خیزد بسملت ۲
گر دلت سنگست من هم آتشم، پردور نیست
از فسون عشق اگر جا کرده باشم در دلت ۳
گر تغافل گوشة دامن کشد ناز ترا
قصد قتل عاشقان دارد نگاه غافلت ۴
در میان رندی و زهد تو نتوان فرق کرد
خوش دگر فیّاض درهم رفته حق و باطلت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۹ - رسید موسم نوروز و روزگار شکفت
گوهر بعدی:شماره ۲۲۱ - زان برون زد دلبر من بارگاه از شش جهت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.