خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات خود درباره ناکامیها و رنجهای عاشقانه میگوید. او از بیتوجهی معشوق، زخمهای روحی و جسمی، و نبود آرامش در زندگی شکایت دارد. با این حال، در برخی ابیات به نوعی رضایت از این شرایط نیز اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاطفی پیچیده و غمگین است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و ناکامیهای روحی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۰۶ - کسی ز ننگ به من گرچه روبهرو نگذاشت
کسی ز ننگ به من گرچه روبهرو نگذاشت
خوشم که دست سبو دست من فرو نگذاشت ۱
خوشم که آینه هر چند کرد بیرویی
نقاب جانب روی ترا فرو نگذاشت ۲
ز زخمهای تن خسته خون دل همه رفت
فغان که تیغ تو آب مرا به جو نگذاشت ۳
هزار مطلب سرگشته در کشاکش بود
نگاه گرم تو ما را به گفتگو نگذاشت ۴
بس است این قدر از دوست آرزو فیّاض
که غمزهاش به دلم هیچ آرزو نگذاشت ۵
خوشم که دست سبو دست من فرو نگذاشت ۱
خوشم که آینه هر چند کرد بیرویی
نقاب جانب روی ترا فرو نگذاشت ۲
ز زخمهای تن خسته خون دل همه رفت
فغان که تیغ تو آب مرا به جو نگذاشت ۳
هزار مطلب سرگشته در کشاکش بود
نگاه گرم تو ما را به گفتگو نگذاشت ۴
بس است این قدر از دوست آرزو فیّاض
که غمزهاش به دلم هیچ آرزو نگذاشت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۵ - غمت به سینه مرا جای مدّعا نگذاشت
گوهر بعدی:شماره ۲۰۷ - خوی از جبین مریز که قدر گلاب رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.