خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد عشق، ناامیدی، و رنجهای روحی خود سخن میگوید. او از بیتوجهی معشوق، تلاش بیثمر برای وصال، و احساس تنهایی و درماندگی مینالد. تصاویری مانند آتش، خاکستر، اشک، و آیینه برای بیان احساساتش به کار رفتهاند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنج عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۰۰ - در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشت
در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشت
کس به غیر از ساغر می لب ز لعلت تر نداشت ۱
در ادای درد دل، چندان که امشب پیش یار
همچو اشک از پوست بیرون آمدم باور نداشت ۲
کشت آخر آسمان ما را به صد افسردگی
آتشِ ما را نگه این مشت خاکستر نداشت ۳
در ره امید او چون گرد ننشستم به خاک
کز رهم از باد دامان تغافل برنداشت ۴
از نگه چون چشم او فیّاض را شرمنده کرد
آب شد بیچاره آخر چارهٔ دیگر نداشت ۵
کس به غیر از ساغر می لب ز لعلت تر نداشت ۱
در ادای درد دل، چندان که امشب پیش یار
همچو اشک از پوست بیرون آمدم باور نداشت ۲
کشت آخر آسمان ما را به صد افسردگی
آتشِ ما را نگه این مشت خاکستر نداشت ۳
در ره امید او چون گرد ننشستم به خاک
کز رهم از باد دامان تغافل برنداشت ۴
از نگه چون چشم او فیّاض را شرمنده کرد
آب شد بیچاره آخر چارهٔ دیگر نداشت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۹ - در گلشن الست که نیرنگ برنداشت
گوهر بعدی:شماره ۲۰۱ - راه دراز وصل تو غیر از خطر نداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.