خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر عشق و اشتیاق شاعر به معشوق است. او از یاد معشوق و تأثیر عمیق آن بر زندگی خود میگوید، از درد فراق و اشتیاق به وصال سخن میراند، و آرزو میکند که روزی به وصال معشوق برسد. شاعر از تشبیهات زیبا مانند گیسوی مشکآسا، اشک بیلخت جگر، و آتش آب تیغ استفاده کرده است تا احساسات خود را به تصویر بکشد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و اشتیاق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۹۷ - دی به خاطر یاد آن گیسوی مشکآسا گذشت
دی به خاطر یاد آن گیسوی مشکآسا گذشت
امشب از سودای او طرفه شبی بر ما گذشت ۱
هر سر خاری به مجنون ناز دیگر میکند
ناقة لیلی مگر امروز ازین صحرا گذشت؟ ۲
اشک بیلخت جگر ناید به سوی دامنم
کی تواند ناخدا بیکشتی از دریا گذشت ۳
همچو برقی کو به گرداگرد خرمن بگذرد
آتشی افروخت آب تیغ او هر جا گذشت ۴
وصل او فیّاض اگر امروز گردد قسمتم
بی تکلّف میتوانم از سر فردا گذشت ۵
امشب از سودای او طرفه شبی بر ما گذشت ۱
هر سر خاری به مجنون ناز دیگر میکند
ناقة لیلی مگر امروز ازین صحرا گذشت؟ ۲
اشک بیلخت جگر ناید به سوی دامنم
کی تواند ناخدا بیکشتی از دریا گذشت ۳
همچو برقی کو به گرداگرد خرمن بگذرد
آتشی افروخت آب تیغ او هر جا گذشت ۴
وصل او فیّاض اگر امروز گردد قسمتم
بی تکلّف میتوانم از سر فردا گذشت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۶ - هر که در کوی تو چندی چو دلم منزل داشت
گوهر بعدی:شماره ۱۹۸ - به فکر کار نیفتاده روزگار گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.