خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دوری از معشوق سخن میگوید و آرزو میکند که هیچگاه از دیدار معشوق محروم نشود. او درد عشق را تحملپذیر میداند اما از رنج رشک و دوری میهراسد. شاعر همچنین از زیبایی بینظیر معشوق سخن میگوید و آرزو میکند که هیچگاه نام و یاد او از خاطرها نرود.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۱۰۹ - هرگزم یارب از آن دیدار مهجوری مباد
هرگزم یارب از آن دیدار مهجوری مباد
این نگاه دور را از روی او دوری مباد ۱
من کجا و رخصت آن بزم، دانم جای خویش
دیگران هم رخصت ار خواهند دستوری مباد ۲
هر مرض کز عشق پیش آمد علاجش بر منست
لیک جانم را ز درد رشک و رنجوری مباد ۳
چشم غارت کرده را صعب است از دیدار دوخت
هیچ عاشق را الهی هرگز این کوری مباد ۴
جوهر حسن تو کنج خانهٔ آباد نیست
بر بنای جان وحشی نام معموری مباد ۵
این نگاه دور را از روی او دوری مباد ۱
من کجا و رخصت آن بزم، دانم جای خویش
دیگران هم رخصت ار خواهند دستوری مباد ۲
هر مرض کز عشق پیش آمد علاجش بر منست
لیک جانم را ز درد رشک و رنجوری مباد ۳
چشم غارت کرده را صعب است از دیدار دوخت
هیچ عاشق را الهی هرگز این کوری مباد ۴
جوهر حسن تو کنج خانهٔ آباد نیست
بر بنای جان وحشی نام معموری مباد ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۸ - نوید آشنایی میدهد چشم سخنگویت
گوهر بعدی:غزل ۱۱۰ - هجران رفیق بخت زبون کسی مباد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.