خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از بیدل دهلوی بیانگر درد و رنج عاشقانه و ناامیدی است. شاعر از عشق و غم سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که رنج‌هایش ناشی از بیداد معشوق است. او با وجود تحمل دردهای فراوان، همچنان عاشقانه به یار وفادار است و از لطف و جور او شکایت دارد.

متن دارای مضامین عاشقانه‌ی عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی مفاهیم انتزاعی و عرفانی هستند که نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۶۴ - برفروزد جان و تن با آنکه داغ دل یکی‌ست

برفروزد جان و تن با آنکه داغ دل یکی‌ست
بینوایان را چراغ خانه و محفل یکی‌ست ۱

لطف فرما ناوکی هر جا فرود آید خوشست
قدر تیر غمزه‌ات در دیده و در دل یکی‌ست ۲

دشمنی‌های دو عالم با من از بیداد اوست
گرچه صد شمشیر بر سر می‌خورم قاتل یکی‌ست ۳

نخل عشرت در دل من بار حسرت می‌دهد
هر چه می‌کارم درین در گشته ده حاصل یکی‌ست ۴

رحمت عام تو هرگز شامل فیّاض نیست
آخر این بیدل هم از یاران پا در گل، یکی‌ست ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - گر ز زلف آزاد گشتم دام کاکل در پی است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - چه شد که عشوه دگر مست خویشتن‌داریست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.