خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند عشق، درد، غم، صبر و جنون سخن می‌گوید. شاعر از عشق به معشوق و رنج‌های ناشی از آن می‌گوید و از طبیعت و نمادهایی مانند سرو، قمری، دریا و صحرا برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'جنون' و 'غم' نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.

مشاهده کامل

شماره ۱۵۶ - جز تو عاشق را کسی کی سر به صحرا داده است

جز تو عاشق را کسی کی سر به صحرا داده است
سرو قمری را ببین بر فرق خود جا داده است ۱

دل چنان نشکست کز سعی توام گردد درست
سنگ بیداد تو داد شیشة ما داده است ۲

وسعت میدان همّت بین که خرج گریه را
دل ز دریا مشربی عمریست تنها داده است ۳

بسکه از غم خوردنم کم دستگه شد روزگار
قسمت امروز از غم‌های فردا داده است ۴

ناتوان بستر درد تو از بهر علاج
کافرم گر نبض در دست مسیحا داده است ۵

بی‌غمی‌ها کشتیم را خوش به ساحل رانده بود
گریه را نازم که بازم سر به دریا داده است ۶

لذّت آوارگی فیّاض باز از کوی عقل
سر به صحرای جنونم بی‌محابا داده است ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۵ - جسم خاکی گر بمیرد آتش جان زنده است
گوهر بعدی:شماره ۱۵۷ - با وجود ضعف کی ما را کس از جا برده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.