خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعات مختلفی مانند زندگی، مرگ، عشق، بقا، و ارزشهای اخلاقی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند آتش جان، عشق باقی، و بزرگی سخن میگوید و تأکید میکند که برخی چیزها مانند عشق و نام بزرگان، جاودانه هستند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی نیاز به دانش پیشینهای دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۵۵ - جسم خاکی گر بمیرد آتش جان زنده است
جسم خاکی گر بمیرد آتش جان زنده است
گرد میدان گر نباشد مرد میدان زنده است ۱
بهر خامیها جفای روزگاران کیمیاست
آتش افسردگان دایم به دامان زنده است ۲
گر ننالد کس چه فرق از زندگی تا مردگی
گر نه بلبل، کس چه داند در گلستان زنده است! ۳
عشق باقی شد که فانی در بقای حسن شد
هر که یوسف دید داند پیر کنعان زنده است ۴
اشک، جان میکاهد امّا عمر افزون میکند
تا ابد از نسبت لعلش بدخشان زنده است ۵
با بزرگی شیوة کوچکدلیها پیشه کن
تا ابد زین شیوهها نام بزرگان زنده است ۶
آرزوی طوف مشهد مرده را جان میدهد
تا ابد فیّاض بر یاد خراسان زنده است ۷
گرد میدان گر نباشد مرد میدان زنده است ۱
بهر خامیها جفای روزگاران کیمیاست
آتش افسردگان دایم به دامان زنده است ۲
گر ننالد کس چه فرق از زندگی تا مردگی
گر نه بلبل، کس چه داند در گلستان زنده است! ۳
عشق باقی شد که فانی در بقای حسن شد
هر که یوسف دید داند پیر کنعان زنده است ۴
اشک، جان میکاهد امّا عمر افزون میکند
تا ابد از نسبت لعلش بدخشان زنده است ۵
با بزرگی شیوة کوچکدلیها پیشه کن
تا ابد زین شیوهها نام بزرگان زنده است ۶
آرزوی طوف مشهد مرده را جان میدهد
تا ابد فیّاض بر یاد خراسان زنده است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۴ - تا به رخسار تو زلف مشکفام افتاده است
گوهر بعدی:شماره ۱۵۶ - جز تو عاشق را کسی کی سر به صحرا داده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.