خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از رازهای نهفته در دل و جام شراب سخن میگوید. او از داغ دل، بیقراری در فراق یار، و ناتوانی در پنهان کردن احساساتش مینویسد. همچنین، از تأثیر دیدار معشوق و اشکهایش بر زندگی خود یاد میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند شراب و رازهای درونی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۷ - بیروی تو تا چشم صراحی نگرانست
بیروی تو تا چشم صراحی نگرانست
در شیشة ما باده یکی راز نهانست ۱
چون جامة صبرم نشود پاره! که امشب
در پرتو دیدار تو مهتاب کتانست ۲
ممتاز بود داغ دل از داغ سراپا
این لاله درین باغ گل دست نشانست ۳
از رنگ تنک ظرف توان یافت ضمیرش
ناگفته به کس راز دل شیشه عیانست ۴
فیّاض ازین ورطه به ساحل نتوان رفت
کز اشک تو هر جا که کناریست میانست ۵
در شیشة ما باده یکی راز نهانست ۱
چون جامة صبرم نشود پاره! که امشب
در پرتو دیدار تو مهتاب کتانست ۲
ممتاز بود داغ دل از داغ سراپا
این لاله درین باغ گل دست نشانست ۳
از رنگ تنک ظرف توان یافت ضمیرش
ناگفته به کس راز دل شیشه عیانست ۴
فیّاض ازین ورطه به ساحل نتوان رفت
کز اشک تو هر جا که کناریست میانست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶ - درون پرده نه پنهان عذار جانانست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸ - به هنر فخر نکردن هنر مردانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.