خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غنایی است که از تشبیهات طبیعت مانند لاله، گل، ابر و آفتاب برای بیان احساسات شاعر استفاده میکند. شاعر از عشق، درد فراق و ناامیدی سخن میگوید و جهان را پر از آشوب و بیآبی توصیف میکند. همچنین، اشارهای به اسارت و زندان دارد که میتواند نمادین باشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند اسارت و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
شماره ۱۴۶ - درون پرده نه پنهان عذار جانانست
درون پرده نه پنهان عذار جانانست
که زیر ابر نهان آفتاب تابانست ۱
به سیر لاله و گل دل نمیکشد هرگز
دلم ز غنچة پیکان او گلستانست ۲
بدامنم نرسد هیچگه ز کوتاهی
همیشه دست مرا کار با گریبانست ۳
ز بس که آب نماندست در جهان خراب
ز چشمهای که توان آب خورد پیکانست ۴
درین جهان پر آشوب دون به خاطر جمع
به گوشهای که توان بود کنج زندانست ۵
گمان خاطر جمعی به غنچه نیز نماند
به عهد زلف بتان عالمی پریشانست ۶
همیشه ناله به یک طرز میکنم فیّاض
مرا نه عادت مرغ هزار دستانست ۷
که زیر ابر نهان آفتاب تابانست ۱
به سیر لاله و گل دل نمیکشد هرگز
دلم ز غنچة پیکان او گلستانست ۲
بدامنم نرسد هیچگه ز کوتاهی
همیشه دست مرا کار با گریبانست ۳
ز بس که آب نماندست در جهان خراب
ز چشمهای که توان آب خورد پیکانست ۴
درین جهان پر آشوب دون به خاطر جمع
به گوشهای که توان بود کنج زندانست ۵
گمان خاطر جمعی به غنچه نیز نماند
به عهد زلف بتان عالمی پریشانست ۶
همیشه ناله به یک طرز میکنم فیّاض
مرا نه عادت مرغ هزار دستانست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - عشق را پیغمبرم داغ جنون تاج منست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - بیروی تو تا چشم صراحی نگرانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.