خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر به عشق و اشتیاق خود به معشوق اشاره میکند و از احساس شادی و جستجوی معنوی خود سخن میگوید. او از عناصری مانند سیمرغ و کیمیا برای بیان جستجوی خود استفاده میکند و در نهایت به هنر شاعری و استادی خود در شعر اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و معنوی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۳ - تا بوی زلف یار در آبادی منست
تا بوی زلف یار در آبادی منست
هر لب که خندهای کند از شادی منست ۱
بالم وداع جلوة پرواز میکند
یارب دگر که در پی صیّادی منست؟ ۲
دارم سراغِ جلوة سیمرغ و کیمیا
هر نقش پی که گم شده در وادی منست ۳
از ناله رخنه در جگر سنگ میکنم
کو بیستون؟ که نوبت فرهادی منست ۴
فیّاض هر چه در صف زلف گفتهام
در شعر کارنامة استادی منست ۵
هر لب که خندهای کند از شادی منست ۱
بالم وداع جلوة پرواز میکند
یارب دگر که در پی صیّادی منست؟ ۲
دارم سراغِ جلوة سیمرغ و کیمیا
هر نقش پی که گم شده در وادی منست ۳
از ناله رخنه در جگر سنگ میکنم
کو بیستون؟ که نوبت فرهادی منست ۴
فیّاض هر چه در صف زلف گفتهام
در شعر کارنامة استادی منست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - ز عکس زلف تو آیینه سنبلستانست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - عشق بازی جستجوی یار در دل کردنست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.