خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند زلف، آیینه، سنبل، بلبل، باغ، بهار، سرو، نخل، باده، گل و غیره، زیبایی معشوق و تأثیر عشق او بر طبیعت را توصیف میکند. شاعر از تشبیهات و استعارههای زیبا برای بیان احساسات خود استفاده کرده است.
این متن شامل مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیقتر از شعرهای کلاسیک معمولاً به دانش و تجربه بیشتری نیاز دارد.
شماره ۱۴۲ - ز عکس زلف تو آیینه سنبلستانست
ز عکس زلف تو آیینه سنبلستانست
به وصف روی تو بلبل هزار دستانست ۱
به نخل قد تو کردیم سرو را نسبت
بدین وسیله کنون سرفراز بستانست ۲
اسیر عشق تو باغ و بهار را چه کند
خیال روی تو هر جا بود گلستانست ۳
هوا چو سرد شود باده خوش بود فیّاض
پیاله گیر که ساغر گل زمستانست ۴
به وصف روی تو بلبل هزار دستانست ۱
به نخل قد تو کردیم سرو را نسبت
بدین وسیله کنون سرفراز بستانست ۲
اسیر عشق تو باغ و بهار را چه کند
خیال روی تو هر جا بود گلستانست ۳
هوا چو سرد شود باده خوش بود فیّاض
پیاله گیر که ساغر گل زمستانست ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۱ - عکس رخ جانانه که در منزل چشم است
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳ - تا بوی زلف یار در آبادی منست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.