خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از تشبیههای آتش، خطر، فراق و غم برای بیان حالات درونی شاعر استفاده میکند. شاعر از عشق، دلسوختگی، فراق و خطرات راه دل سخن میگوید و به مفاهیمی مانند وصال، تمثال و آیینه نیز اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژهها و تشبیهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۳۶ - سراپا شعله گردیدست کاینم جامة آل است
سراپا شعله گردیدست کاینم جامة آل است
سپند جان ما را کرده در آتش که این خال است ۱
چو برطرف رخ او زلف را دیدم یقین کردم
که روز وصل را شام فراقی هم به دنبال است ۲
طریق دل خطرناک است زین جا سرسری مگذر
درین ره کمتر از زال است اگر خود رستم زال است ۳
ز نقش غم دل آسوده در عالم نمیبینم
چو نیکو بنگری آیینه هم در زنگ تمثال است ۴
نمیدانیم طرز قیل و قال بیغمان فیّاض
مدار ما نفس فرسودگان بر صحبت حال است ۵
سپند جان ما را کرده در آتش که این خال است ۱
چو برطرف رخ او زلف را دیدم یقین کردم
که روز وصل را شام فراقی هم به دنبال است ۲
طریق دل خطرناک است زین جا سرسری مگذر
درین ره کمتر از زال است اگر خود رستم زال است ۳
ز نقش غم دل آسوده در عالم نمیبینم
چو نیکو بنگری آیینه هم در زنگ تمثال است ۴
نمیدانیم طرز قیل و قال بیغمان فیّاض
مدار ما نفس فرسودگان بر صحبت حال است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵ - هر خس به باغ ما گل و هر زاغ بلبل است
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷ - من و تصوّر ترک غمت خیال محال است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.