خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد و رنج زندگی و ناامیدی از تقدیر و قضا سخن میگوید. شاعر از بیتأثیری دعا و درماندگی در برابر سرنوشت شکایت دارد، اما در عین حال به وجود نیرویی بالاتر که گردانندهی جهان است اشاره میکند. همچنین، امید به لطف و دیدار فیّاض را نیز بیان میدارد.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی متن برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۸۲ - چو دادند اختیار کل قضا را
چو دادند اختیار کل قضا را
غم دوران حوالت کرد ما را ۱
کواکب را به گردون کرد تقدیر
به خاکستر نشاند این دانهها را ۲
ز دست آسمان چندین چه نالی!
که گردانندهای هست آسیا را ۳
چه اقبالست یارب در کمینم
که تأثیری نمیبینم دعا را! ۴
ترا گر درد دیدارست فیّاض
به جز حسرت که دارد این دوا را! ۵
غم دوران حوالت کرد ما را ۱
کواکب را به گردون کرد تقدیر
به خاکستر نشاند این دانهها را ۲
ز دست آسمان چندین چه نالی!
که گردانندهای هست آسیا را ۳
چه اقبالست یارب در کمینم
که تأثیری نمیبینم دعا را! ۴
ترا گر درد دیدارست فیّاض
به جز حسرت که دارد این دوا را! ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱ - چهرة صاف بلا زلف سیه فام بلا
گوهر بعدی:شماره ۸۳ - ز روح باده صد ره گرچه خالی شد تن مینا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.