خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از چهرهی معشوق و تأثیرات عاطفی آن بر خود مینالد و از بازیهای عشقی و فریبهای معشوق شکایت دارد. در نهایت، شاعر احساس سردرگمی و درد ناشی از این رابطه را بیان میکند.
متن دارای مضامین عاشقانهی پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فریب و رنج عاطفی نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.
شماره ۸۱ - چهرة صاف بلا زلف سیه فام بلا
چهرة صاف بلا زلف سیه فام بلا
کی کند عیش کسی، صبح بلا، شام بلا ۱
گهی آشفتة خطّم، گهی آزردة خال
به چه دل شاد کنم، دانه بلا دام بلا ۲
خواهدم کشت نهان عشوة شوخی که منش
گر نگویم که ستم ور، ببرم نام بلا ۳
نگهش عربده و غمزه فسون، عشوه فریب
جلوه آشوب و روش آفت و اندام بلا ۴
کی کند عیش کسی، صبح بلا، شام بلا ۱
گهی آشفتة خطّم، گهی آزردة خال
به چه دل شاد کنم، دانه بلا دام بلا ۲
خواهدم کشت نهان عشوة شوخی که منش
گر نگویم که ستم ور، ببرم نام بلا ۳
نگهش عربده و غمزه فسون، عشوه فریب
جلوه آشوب و روش آفت و اندام بلا ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰ - ها مژده که جانانه خرامید به صحرا
گوهر بعدی:شماره ۸۲ - چو دادند اختیار کل قضا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.