این شعر از حافظ، بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهٔ ناامیدی، رهایی از قید و بندهای دنیوی و گذشت زمان است. شاعر از مستی و هوس، شکست آرزوها، فریب دنیا و از دست دادن جایگاه گذشته خود سخن میگوید. او به نالههایش اشاره میکند که ممکن است بر صیاد (یا دیگران) تأثیر بگذارد و از تحمل غمهای زمانه شکایت دارد. در نهایت، شاعر به سیمرغ شکستهبال تشبیه میشود و احساس میکند که دنیا او را فریب میدهد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، موضوعات غمانگیز و ناامیدی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۷۳ - مستی مدام جام هوس میدهد مرا
گر دم زنم به دست عسس میدهد مرا ۱
صیّاد را چو نالة زارم اثر کند
از قید دام سر به قفس میدهد مرا ۲
شان و شکوه عهد سلیمانیم گذشت
موری کنون به باد نفس میدهد مرا ۳
ناز زمانه بهر غمی تا به کی کشم
این جام آرزو همه کس میدهد مرا ۴
سیمرغ پر شکستة اوج قناعتم
گردون فریب بال مگس میدهد مرا ۵
من آن نیم که گرد پی کاروان خورم
گاهی فریب ناله جرس میدهد مرا ۶
فیّاض اگر عنان نکشم طبع شوخ من
چون شعله سر به خار و به خس میدهد مرا ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.