خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق و فداکاری سخن میگوید، جایی که دل خود را به تیغ معشوق میسپارد و با وجود درد و رنج، عشق را میستاید. همچنین، از ندامت و پشیمانی پس از این فداکاری یاد میکند و از قاتل خود (معشوق) شکایت دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند فداکاری، درد عشق، و ندامت است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است مناسب نباشد.
شماره ۳۳ - چو جوهر بر دم شمشیر او دادم دل خود را
چو جوهر بر دم شمشیر او دادم دل خود را
به یمن تیغ او آخر گشودم مشکل خود را ۱
نه چشم زخم برقی شد نه بادِ دامن آفت
که بر باد فنا دانسته دادم حاصل خود را ۲
برو ای ابر آب رحمتی زن خاک آدم را
که من از اشک چشم خویش تر کردم گل خود را ۳
به یک زخم دگر جان مرا در اضطراب افکند
نمیدانم چهسان معذور دارم قاتل خود را ۴
مرا فیّاض از آن بدخو شکایت بیش ازین نبود
که غمخوارانهتر بایست کشتن بسمل خود را ۵
به یمن تیغ او آخر گشودم مشکل خود را ۱
نه چشم زخم برقی شد نه بادِ دامن آفت
که بر باد فنا دانسته دادم حاصل خود را ۲
برو ای ابر آب رحمتی زن خاک آدم را
که من از اشک چشم خویش تر کردم گل خود را ۳
به یک زخم دگر جان مرا در اضطراب افکند
نمیدانم چهسان معذور دارم قاتل خود را ۴
مرا فیّاض از آن بدخو شکایت بیش ازین نبود
که غمخوارانهتر بایست کشتن بسمل خود را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲ - صلای میزنم امروز مهوش خود را
گوهر بعدی:شماره ۳۴ - به ناز و غمزه خود آموختم جانانهٔ خود را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.