خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و شوریدگی خود میگوید، از دلباختگی به معشوق و تلاش برای آرام کردن دل مشوّش خود. او از قدرت نگاه معشوق میگوید که میتواند جهانی را تحت تأثیر قرار دهد و از تلاش برای رام کردن دل سرکش خود سخن میگوید. در نهایت، شاعر از بخشندگی معشوق در عشق میپرسد.
متن دارای مضامین عاشقانه و شوریدگی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه نیازمند درک و بلوغ فکری است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک میشود.
شماره ۳۲ - صلای میزنم امروز مهوش خود را
صلای میزنم امروز مهوش خود را
به دست خویش برافروزم آتش خود را ۱
خیال زلف تو سودا اگر بیفزاید
کنم چه چاره دماغ مشوّش خود را! ۲
به یک نگاه توان قتل عام عالم کرد
چرا تهی کنی از تیر ترکش خود را ۳
به نیم جلوه جهانی ز دست و پا رفتند
عنان کشیده نگهدار ابرش خود را ۴
اگر مضایقه در نیم جان کنم فیّاض
چهگونه رام کنم شوخ سرکش خود را ۵
به دست خویش برافروزم آتش خود را ۱
خیال زلف تو سودا اگر بیفزاید
کنم چه چاره دماغ مشوّش خود را! ۲
به یک نگاه توان قتل عام عالم کرد
چرا تهی کنی از تیر ترکش خود را ۳
به نیم جلوه جهانی ز دست و پا رفتند
عنان کشیده نگهدار ابرش خود را ۴
اگر مضایقه در نیم جان کنم فیّاض
چهگونه رام کنم شوخ سرکش خود را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱ - یک جهان بر هم زدم کز جمله بگزیدم ترا
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - چو جوهر بر دم شمشیر او دادم دل خود را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.