خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از یعقوب بیانگر درد و رنج ناشی از دوری و هجران معشوق است. شاعر از غم و اندوه خود میگوید و اینکه معشوق با وجود بینیازی و ناز، دردی از دل او را درک نمیکند. او از روزهای پایان عمر و نالههای دلگداز خود سخن میگوید و اظهار میکند که هیچکس جز معشوق، ناز و نیاز او را نمیفهمد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۱ - ای غایب از نظر که تویی مست ناز ما
ای غایب از نظر که تویی مست ناز ما
بادا فدای ناز تو عمر نیاز ما ۱
یعقوب چشم بسته شکایت کند ز هجر
آخر ببین چه میکشد این چشم باز ما ۲
دردا که روز عمر به آخر رسید و باز
آخر نمیشود غم دور و دراز ما ۳
یک ذرّه در دل تو سرایت نمیکند
این نالة نفس گسل دلگداز ما ۴
با آنکه نازنین جهانیّ و بینیاز
غیر از تو کس نمیکشد ای دوست ناز ما ۵
ما را زبان شکوة بیداد هجر نیست
داند نیازمندی ما بینیاز ما ۶
ما را زبان دیگر و تقریر دیگرست
فیّاض آشنا نشود کس به راز ما ۷
بادا فدای ناز تو عمر نیاز ما ۱
یعقوب چشم بسته شکایت کند ز هجر
آخر ببین چه میکشد این چشم باز ما ۲
دردا که روز عمر به آخر رسید و باز
آخر نمیشود غم دور و دراز ما ۳
یک ذرّه در دل تو سرایت نمیکند
این نالة نفس گسل دلگداز ما ۴
با آنکه نازنین جهانیّ و بینیاز
غیر از تو کس نمیکشد ای دوست ناز ما ۵
ما را زبان شکوة بیداد هجر نیست
داند نیازمندی ما بینیاز ما ۶
ما را زبان دیگر و تقریر دیگرست
فیّاض آشنا نشود کس به راز ما ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - کرد جا داغ جنون باز ز نو بر سر ما
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - ناید به دراز سینه ز تنگی نفس ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.