خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از رنجها و اندوههای زندگی میگوید، اما با وجود همه سختیها، به عشق و امید پایبند است. او از ناامیدی و بیم خزان در زندگی سخن میگوید، ولی همچنان به آینده امیدوار است و عشق را نیروی محرک خود میداند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج، عشق، و امید نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۳ - هرزه کمر نبستهام کینه ی روزگار را
هرزه کمر نبستهام کینه ی روزگار را
یاور خویش کردهام صاحب ذوالفقار را ۱
بیم خزان چه میکند در چمن امید من
من که به اشک آتشین آب دهم بهار را ۲
ما و امید سجده ی خاک دری که تا ابد
سرمه ی وعده میدهد دیده ی انتظار را ۳
سینه به داغ دل دهم، در غم عشق تا به کی
در شکنم به کام دل حسرت لالهزار را ۴
سر نکشد ز خاک غم دانه ی آرزوی من
چند شفیع آورم دیده ی اشکبار را ۵
جیبِ نفس چه میدرد ناله ی دلکشی که من
در کف عشق دادهام دامن اختیار را ۶
چند چو فیّاض کند دیده ی من قطار اشک
گریه برون نمیبرد از دل من غبار را ۷
یاور خویش کردهام صاحب ذوالفقار را ۱
بیم خزان چه میکند در چمن امید من
من که به اشک آتشین آب دهم بهار را ۲
ما و امید سجده ی خاک دری که تا ابد
سرمه ی وعده میدهد دیده ی انتظار را ۳
سینه به داغ دل دهم، در غم عشق تا به کی
در شکنم به کام دل حسرت لالهزار را ۴
سر نکشد ز خاک غم دانه ی آرزوی من
چند شفیع آورم دیده ی اشکبار را ۵
جیبِ نفس چه میدرد ناله ی دلکشی که من
در کف عشق دادهام دامن اختیار را ۶
چند چو فیّاض کند دیده ی من قطار اشک
گریه برون نمیبرد از دل من غبار را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - تا شفیع خویش کردم صاحب معراج را
گوهر بعدی:شماره ۴ - لبریزِ شکوه شد دل حسرتپرست ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.