خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن با استفاده از استعارهها و نمادهایی مانند خر، تاج، گرگ و گوسفند، به بیان مفاهیمی مانند جهل، حماقت، و تضاد بین عقل و نادانی میپردازد. او خود را در میان افراد نادان میبیند و از این وضعیت ابراز ناراحتی میکند. همچنین، به ناتوانی در تغییر شرایط و احساس تنهایی در میان جمعیت اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن نیاز به تجربه و شناخت کافی از ادبیات و جامعه دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۲۸ - من رمه بانم
از خرتر تا جرس گشاده زبانم
ناصر مغ را بتاج خرقان بانم ۱
تاج و مرا با دو خر مباشرت افتاد
وی بغم این و من بحسرت آنم ۲
تاج بمن گفت من مفلسف عصرم
بر رمه گوسفند عقل شبانم ۳
گرگ گیاخوار و گوسفند دریده
در رمه من بوند و من رمه بانم ۴
عاجز کار منند لاله و زیرک
هیچ ندانند از اینکه هیچ ندانم ۵
با همه فرزانگی و عقل مغ اندیش
بر خر مغ عاجزم که پیر و جوانم ۶
ناصر مغ را بتاج خرقان بانم ۱
تاج و مرا با دو خر مباشرت افتاد
وی بغم این و من بحسرت آنم ۲
تاج بمن گفت من مفلسف عصرم
بر رمه گوسفند عقل شبانم ۳
گرگ گیاخوار و گوسفند دریده
در رمه من بوند و من رمه بانم ۴
عاجز کار منند لاله و زیرک
هیچ ندانند از اینکه هیچ ندانم ۵
با همه فرزانگی و عقل مغ اندیش
بر خر مغ عاجزم که پیر و جوانم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۷ - نجم دین
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۹ - میزبانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.