خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

شاعر در این متن از تصمیم خود برای تبدیل شدن به یک مرد نیکو و کدخدا سخن می‌گوید، اما اعتراف می‌کند که با وجود ازدواج، از ترس قضاوت مردم از این تصمیم پشیمان شده است. او همچنین از ناتوانی خود در برابر همسرش و تحقیر شدن توسط او می‌گوید و در نهایت از دعوت شدن به مهمانی‌ای سخن می‌گوید که در آن احساس حقارت می‌کند.

متن حاوی مفاهیم پیچیده‌ای مانند انتقاد از جامعه، روابط زناشویی و احساس حقارت است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از واژه‌ها و مفاهیم برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۲۶ - چرا زن گرفتم

زن کردم ای ولی نعم از برای آن
تا کدخدای گردم و مردی نکو شوم ۱

آگه شدم که گر بمثل روی و انهم
در دست زن چو کاغذ تزویر گو شوم ۲

لیکن نه باز گردم از شرم مردمان
کاندر خور تماخره و تیز تو شوم ۳

از دعوت دو گونه و سه دست و چارپای
آن شب که قصد کردم تا جان او شوم ۴

امروز برگ دعوت من بنده را بساز
تا امشبک یکی به . . . زن فرو شوم ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۵ - نی نی . . . لا . . . لا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۷ - نجم دین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.