خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر با استفاده از استعارهها و کنایههای مختلف، از عشق، درد، و رازهای پنهان سخن میگوید. شاعر از صیاد، جلاد، و فرهاد به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات عمیق خود استفاده میکند و سوالاتی را مطرح میکند که نشاندهندهی جستوجوی او برای درک بهتر خود و دیگری است.
این متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات مطرح شده مانند درد، راز، و جستوجوی معنای زندگی نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
غزل ۶۸ - بسته بر فتراک و میپرسد که صیاد تو کیست
بسته بر فتراک و میپرسد که صیاد تو کیست
تیغ خون آلود خود دارد که جلاد تو کیست ۱
ساختی کارم به یک پرسش که در کارت که بود
سخت پرکاری نمیدانم که استاد تو کیست ۲
لب کنی شیرین و پرسی کیست چون بینی مرا
بندهام یعنی نمیدانی که فرهاد تو کیست ۳
گر عیاذبالله از رازی که میپوشم ز تو
برفتد این بوده روزی ، مرد بیدار تو کیست ۴
گر خروشان نیستی وحشی ز درد بیکسی
چیست این فریاد و در کنج غم آباد تو کیست ۵
تیغ خون آلود خود دارد که جلاد تو کیست ۱
ساختی کارم به یک پرسش که در کارت که بود
سخت پرکاری نمیدانم که استاد تو کیست ۲
لب کنی شیرین و پرسی کیست چون بینی مرا
بندهام یعنی نمیدانی که فرهاد تو کیست ۳
گر عیاذبالله از رازی که میپوشم ز تو
برفتد این بوده روزی ، مرد بیدار تو کیست ۴
گر خروشان نیستی وحشی ز درد بیکسی
چیست این فریاد و در کنج غم آباد تو کیست ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷ - یارب مه مسافر من همزبان کیست؟
گوهر بعدی:غزل ۶۹ - ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.